پارسا جعفری در یادداشتی با عنوان "دوگانگی مشمئزکننده حقوق بشری اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران" نوشت: حقوق بشر از جمله مباحثی است که در صورت عدم برخورد سیاسی، دوگانه، ابزاری و جانبدارانه با آن، می‌تواند بهبود شرایط زندگی را برای افراد به ارمغان آورد. اما در جهان معاصر چنین رویکردی را شاهد نیستیم و قدرت‌های بزرگ به ویژه اروپا و هم‌پیمانان آن با بهره‌گیری ابزاری از این مبحث، جایگاه حقوق بشر را به شدت تنزل داده‌اند. هرچند حقوق بشر به ظاهر، به عنوان یکی از مبانی وجودی اتحادیه اروپا عنوان شده و کشورهای اروپایی سعی می‌کنند تا برای خود در پیگیری و طرح این مسئله در عرصه بین‌الملل نقشی سنتی تعریف نمایند، اما دوگانگی‌های حقوق بشری خود اروپا در چنین چارچوبی، بزرگترین پارادوکس قرن تلقی می‌شود. بررسی طرح اتهام حقوق بشر توسط اروپا و ورود به این موضوع در مورد کشورهای مختلف، حاکی از این است که آنها در هر مقطعی که منافعشان اقتضا کند از این موضوع به عنوان یک ابزار سیاسی بٌرنده در قبال دیگر کشورها استفاده می‌کنند.

بهره گیری اتحادیه اروپا ازحقوق بشر در روابط با ایران پس از انقلاب اسلامی، بیشتر تابع منافع آنان به عنوان ابزاری در جهت فشار علیه جمهوری اسلامی بوده و عوامل سیاسی متعددی در روابط حقوق بشری اروپا در قبال ایران مؤثر بوده است. جدیدترین نمونه از این سیاسی کاری های حقوق بشری اتحادیه اروپا را علیه جمهوری اسلامی ایران می توان در سکوت و عدم محکومیت صریح ترور شهید فخری زاده؛ دانشمند کشورمان مشاهده کرد.

در حالی که این اقدام، بر اساس هیچ یک از موازین حقوق بشری اتحادیه اروپا و منشور سازمان ملل قابل توجیه نبوده و این امر مکرراً و با توجه به اسناد مختلفی از جمله؛ سند مهم مصوب  ۲۰۰۸ توسط آژانس بین-المللی انرژی اتمی مورد تأکید قرار گرفته است. مصوبه 2008 با حضور بیش از هزار دانشمند هسته‌ای در خصوص امنیت تاسیسات هسته‌ای ذیل سند مصوب 1984 به تصویب جامعه جهانی رسید و در آن بر محکومیت تروریسم از جمله؛ حمله به تاسیسات هسته‌ای و همچنین حمله تروریستی به دانشمندان هسته‌ای؛ فارغ از ملیت و یا محل وقوع، تاکید شد.  

اروپایی‌ها که همواره بر احترام به حقوق بشر و دعوت به رعایت همه کشورهای جهان از قوانین عرف بین‌الملل سخن گفته‌اند، در پرونده‌های ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، عینک سیاسی به چشم زده و آن را در دایره تروریسم دولتی قرار نداده اند. آنها در این موارد صرفاً موضع‌گیری‌های خنثی در دستور کارشان بوده و غیر از سکوت به نشانه ی رضایت، از اتخاذ تدابیر بین‌المللی برای کمک به شناسایی و مجازات عاملان این ترورها امتناع کرده‌اند. 

اتحادیه اروپا در مورد برجام نیز برخلاف تعهدات خود، در مقابل جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم کشورمان که جنایت علیه بشریت است، تنها به گفتار درمانی بسنده کرده است. اروپا با استفاده ابزاری و سیاسی از حقوق بشر، نادیده گرفتن ارزش‌ها، باورها و ویژگی‌های خاص فرهنگی جمهوری اسلامی، تنها در مسیر ضربه به مردم کشورمان گام برداشته است.

 آمریکا با تحریم‌های ظالمانه خود بزرگترین ناقض حقوق مردم ایران بوده است، ولی ظاهرا در دید اروپا مردم ایران بشر حساب نمی‌شوند. عدم توجه اروپا به واقعیت‌های کشورمان بواسطه ی تاثیرپذیری از فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی علیه ایران و پناه دادن به گروهکهای ضد ایرانی جنایت کار و تروریستی در خاک خود، دوگانگی مشمئز کننده اروپا در قبال ملت بزرگ ایران را به نمایش می‌گذارد.

هنوز زمان زیادی از موضع گیری خنثی یا سکوت اکثریت کشورهای اروپایی در قبال ترور وحشیانه ی دانشمند هسته ای ایران نمی‌گذرد که آنها علیه اجرای حکم فردی که طبق قوانین جاری کشور محاکمه شده، جیغ بنفش سر داده اند. حتی اگر بپذیریم که فرد اعدام شده مطابق با استانداردهای اروپایی  بی گناه بوده است، باید بپرسیم که گناه فخری زاده، شهید سردار سلیمانی یا دانشمندان ترور شده ی قبلی چه بوده است که اروپایی ها را به واکنش سلبی وادار نکرد. 

وضعیت فاجعه بار مردم یمن بخوبی گویای جدیت اروپا در مورد دفاع از حقوق بشر است، آنها نه تنها در مقابل جنایات رژیم سعودی سکوت مرگبار کرده اند، بلکه با فروش سلاح، جانیان سعودی را تقویت می کنند. کیفیت واکنش ها و مواضع این کشورها در قبال سرکوب و کشتار اعتراضات نژاد پرستانه در آمریکا و همچنین سکوت این اتحادیه در قبال نقض گسترده حقوق بشر در کشورهای عضو از جمله عدم استیفای حقوق اولیه و اساسی پناهندگان و مهاجرین، افزایش گرایشات راست افراطی و برخوردهای نژادپرستانه با اقلیت‌های قومی و مذهبی به‌ویژه مسلمانان؛ نمونه های دیگری از وفاداری اروپا به حقوق بشر است. آنها بی شرمانه به دیکتاتوری‌های منطقه نشان عالی لژیونر، اعطا می کنند تا در سرکوب مردم کشورشان بیشتر از قبل فعال باشند.

اظهار نگرانی در خصوص وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در شرایطی که جایگاه برتر ایران در منطقه به‌لحاظ رعایت موازین حقوق بشر و عمل به تعهدات بین‌المللی از طریق همکاری‌های سازنده و سازوکارهای مبتنی بر گفتگو، بر همگان آشکار است، منحرف ساختن افکار عمومی و اصرار بر یک روند نادرست است که می‌تواند به افزایش بی‌اعتمادی در روابط فی‌مابین بینجامد. در منطقه‌ای که بحران اصلی آن کودک‌کشی رژیم صهیونیستی و جنایات ائتلاف سعودی در یمن با استفاده از تسلیحات مخرب کشورهای غربی از جمله؛ برخی اعضای اتحادیه اروپا است، موضع‌گیری‌هایی از این قبیل توسط اتحادیه اروپا، بدون شک غیرسازنده بوده و از دید افکار عمومی جهانیان مردود است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد